روسری بر چوب؛ پلیس با این دختران چه کند؟

منبع : عصر ایران کد خبر: 1145673
دختر می پرسید: جرم من چیست؟ مأمور یا فرمانده پلیس می گوید: اخلال در نظم عمومی. دختر می پرسد: اختلال؟ پلیس می گوید: نه! اخلال. یک لحظه به یاد فیلم وودی آلن می افتم که برسر تپانچه و کمانچه بحث می کنند...


عصر ایران؛ مهرداد خدیر- طی 24 ساعت گذشته دو فیلم درباره یک اتفاق واحد در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی دست به دست شده و به اندازۀ چند برنامه تلویزیونی – زمانی که بیننده داشت و نه حالا که تنها چند برنامۀ آن دیده می شود- دیده شده است.


در فیلم اول پلیس یا فرماندۀ پلیس را می بینیم که از دختر جوانی که روسری خود را بر سر چوب کرده تا بگوید آن را دوست ندارد با لحن آرامی می خواهد پایین بیاید و به اصطلاح مرسوم شر به پا نکند!


حداقل لحنی که من شنیدم و دست کم در آغاز، پدرانه است و می توان حدس زد که احساس می کند با دختر خودش صحبت می کند.


دختری که نمی داند چرا در هیچ فیلم خارجی و هیچ جای دنیا هیچ نیروی پلیسی برای نوع پوشش مردم مأموریت ندارد و در بین 7 میلیارد جمعیت دنیا چرا این اتفاق تنها در حوزۀ جغرافیایی ما رخ می دهد و در جاهای دیگر دنیا پوشش تابع عرف است.


در سفر لبنان خبرنگار یک روزنامه اصول گرا از نماینده حزب الله لبنان پرسید با این دختران کنار ساخل نشسته برخورد نمی کنید؟ اشاره او به دختران جوان و زیبایی بود که موهای خود را به باد سپرده بودند. مترجم از ترجمه عذر خواست و توضیح داد که پرسش بی ربط است. خبرنگار اما اصرار کرد و جوان لبنانی با شگفتی تمام گفت: با کی برخورد کنیم؟ با دختران خودمان؟ به چه جرمی و چرا؟ این قدر سؤال برای او عجیب بود که همه مداخله کردیم تا پایان بیابد. در مخیله او که با اسراییل جنگیده بود نمی گنجید که باید برود سراغ هم وطن خود!


در فیلم اول فرمانده پلیس با لحن محترمانه از دختر جوان - که روسری یی را که دوست ندارد بر سر چوب کرده - می خواهد پایین بیاید و دختر جوان – که مانند هزاران دختر ایرانی با حجاب یا کم حجاب و فارغ از بحث حجاب زیبا و جسور هم هست – از پلیس می پرسد: جرم من چیست؟ فرمانده با لحن خوب پاسخ می دهد: اخلال در نظم عمومی.


دختر می گوید: اختلال در نظم عمومی؟ آقای پلیس باز با شکیبایی می گوید: اختلال نه. اخلال. چند مرتبه این گفت و گو تکرار می شود تا دختر در می یابد جُرم و در واقع اتهام او این است: اخلال در نظم عمومی (ماده 618 قانون مجازات اسلامی).


آن قدر این بخش جالب است که بیننده بلا تشبیه یک آن به یاد صحنه مشهور فیلم « پول ها را بردار و برو» ی وودی آلن می افتاد که سارقین به تحویل دار بانک یادداشت می دهند که « یک تپانچه به سوی شما گرفته شده و موجودی بانک را تحویل دهید» و تحویل دار بانک یادداشت را دست به دست می کند تا بقیه کارمندان هم نظر دهند و آن کلمه را بخوانند و ببینند تپانچه است یا کمانچه و اصل موضوع در حاشیه قرار می گیرد.


اینجا هم دو سه بار دختر و پلیس بر سر واژۀ اخلال و احتلال گفت و گو می کنند. در نهایت دختر به پایین هُل داده می شود و خوشبختانه با پا پایین می آید. می نویسم خوش بختانه چون ممکن بود خدای نا کرده سر او به جدول بخورد و یک فاجعه به بار بیاید.


در فیلم دوم اما تنها صحنه آخر را می بینیم و انگار پلیس بی هیچ منطقی به دختر جوانی که آرام روی سکو ایستاده و روسری یی را که دوست ندارد بر چوب کرده یورش می برد و به سوی جدول پرتاب می کند. یکی دو کانال تلگرامی هم تصویر آن فرمانده را به عنوان یک مجرم منتشر و خواستار شناسایی او شده اند. هم او که بر «اخلال» و نه « اختلال» تأکید داشت.


این ماجرا را از چند منظر دیگر می توان بررسید و به بهانه آن چند نکته را باز گفت:


نخست: با این که در 40 سال گذشته تبلیغ حجاب و تهدید بی حجابی بر پایه شرع بوده اما این گفت و گو کاملاعرفی است.


دختر می پرسد اتهام من چیست و پلیس می گوید اخلال در نظم عمومی. این دختر و هزاران مانند او روزها در آمورش و پرورش جمهوری اسلامی پرورش یافته و شب ها فیلم ها و سریال های تلویزیون جمهوری اسلامی را دیده اند که زنان و دختران با روسری به رخت خواب می روند و با روسری از بستر بر می خیزند و در مقابل شوهر و محارم خود هم حجاب دارند. این قضیه آن قدر پذیرفته شده بود که وقتی در کارتونی ایرانی مادر خانه در خانه و نزد بچه ها و شوهر خود حجاب نداشت جنجال به پا شد و اتفاقا سازنده کارتون توضیح داد تبلیغ حجاب این است که بچه بداند کی و کجا روسری یا چادر سر کند تا با دلیل آن آشنا شود نه آن که خیال کند یونیفورمی است که در خانه هم باید بپوشد.


در این فیلم می بینیم دختر بر چوب کردن روسری را غیر عادی نمی داند. چالش اصلی همین است. اگر بحث گناه است آیا درباره گناهان دیگر مانند غیبت و دروغ و نماز نخواندن هم پلیس می فرستند؟ اگر جنبه قانونی دارد بر سر آن می خواهند بحث کنند.


دوم- اخلال در نظم عمومی در ماده 618 قانون مجازات اسلامی این گونه تعریف شده است: «هیاهو، جنجال، حرکت غیر متعارف، تعرض به افراد، سلب آسایش و آرامش عمومی و بازداشتن مردم از کسب و کار». مجازات آن هم سه ماه تا یک سال حبس و تا 74 ضربه شلاق است.


با توجه به سکوت دختر که تنها روسری را بر چوب کرده طبعا ذیل «هیاهو و جنجال و تعرض و بازداشتن مردم از کسب و کار» قرار نمی گیرد و تنها « حرکت غیر متعارف» است. اما اگر همان زمان که پلیس می گوید حرکت غیر متعارف است دیگران هم بی آن که بر چوب کنند روسری ها و شال های شُل شده را از سر بیندازند باز هم غیر متعارف محسوب می شود؟ 20 سال پیش مانتو جلو باز هم غیر متعارف بود اما آن قدر پوشیدند و در واقع نپوشیدند که دیگر غیر متعارف به نظر نمی رسد.


سیمین بهبهانی شاعرفقید در خاطره ای طعنه آمیز می گفت پس از مراجعه به اداره ای مأمور به دنبالم دوید و چنان فریاد «خانم، خانم بهبهانی! گوش تان». من وحشت زده یک لحظه فکر کردم گوشم زخمی شده یا مثل گوش ون سان ون گوگ بریده شده و بعد متوجه شدم که گوش من از روسری بیرون افتاده. او نیست تا دختران امروزی را ببیند که بعضا گوش را بیرون می اندازند.


سوم هم این که آقای پلیس نمی گوید جرم تو کشف حجاب است. چون احتمالا می داند بحث ماده 638 قانون مجازات اسلامی پیش می آید که در آن آمده است:« زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از 10 روز تا دو ماه یا از 50 هزار تا 500 هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.»


احتمالا پلیس می دانسته اگر به این ماده اشاره کند دخترچه بسا یک تراول 50 تومانی درآورد تا جریمه خود را پرداخته باشد.


دوباره تأکید می کنم برداشت غالب، وجه قانونی است و قانون مجازات اسلامی هم بر پایه تعزیرات و نه نص شرع نوشته شده است و گرنه در شرع که ما مجازات 5 هزار تومان تا 50 هزار تومان جریمه نداریم.


سوم: مأمور یا فرماندۀ پلیس به اخلال در نظم عمومی اشاره می کند. نه می گوید گناه است چون دورادور او دختران و زنان دیگر نیز حجاب های کمی دارند. نه می گوید عمل ضد انقلابی است چون در این حالت نیروهای دیگر باید وارد صحنه شوند و نه می گوید فساد است. چون خود پلیس بهتر از هر کس می داند زنان فاسدی که تن فروشی را پیشه کرده اند چه گونه اند و چگونه رفتار می کنند هر چند آنها هم کم گرفتاری برای پلیس نیستند. نه حتی مانند برخی مقامات از لفظ « شوخی کودکانه»استفاده می کند چون بازی بچه ها را که پلیس بر هم نمی زند.


پیش تر معاون اجتماعی و پیش گیری از وقوع جرم دادگستری اخلال در نظم عمومی را این گونه تعریف کرده بود: هر نوع رفتاری که افراد جامعه را به زحمت اندازد و آسایش و آرامش آنها را بگیرد. اما آیا بر چوب کردن روسری افراد جامعه یا همه افراد را به زحمت می اندازد و آسایش و آرامش آنها را می گیرد؟ این تفسیر هم البته هست که در نظام اسلامی منظور از جامعه جامعه متدینین یا جامعه وفاداران است و همین که آنها به زحمت بیفتند کفایت می کند.


بگذارید مثال ملموس تر بیاورم. به لطف اقتصاد بسامان و تحقق جامعه آرمانی که در نظر داشتیم نویسنده این سطور ناگزیر از کار در دو جای مختلف و البته خوش بختانه هر دو مربوط به حوزه رسانه است.


حین خروج از دفتر اول انبوه دختران دبیرستانی را می بینم که غالبا مقنعه های سیاه را از سر به در یا با روسری تعویض می کنند و پیداست که علاقه ای به آن ندارند و سال ها ترساندن معلم دینی یا تهدید به کسر نمرۀ خانم ناظم و نوشته های نصب شده بر دیوار مدرسه کارگر نیفتاده است.


حین ورود به دفتر دوم اما انبوه دختران دبیرستانی دیگری را با چادر مشکی می بینم که از یکی از انواع «مدارس خاص» یا شاهد خارج می شوند و رفتاری کاملا متفاوت دارند و نه تنها با مقنعه که با چادر هم مشکل ندارند.


محور این گفتاراما پلیس است. نه می تواند تماشا کند چون مأموریت دارند با « اخلال در نظم عمومی» مقابله کنند. نه می تواند به زور زیاد متوسل شود چون لحظه لحظه رفتار آنها ضبط و در فضای مجازی و به تبع شبکه های تلویزیونی ماهواره ای پخش می شود.


مهم تر اما احساس خود پلیس است. چه بسا به یاد دختر خود می افتد.
کوتاه این که غرض از این نوشته دو نکته است:


یکی همان که در صدر گفتار آمد. درباره رفتارها با تماشای یک تکه از فیلم قضاوت نکنیم. هر چند که اگر یک ساعت نصیحت کنی و دست آخر به خشونت و برخورد فیزیکی رو آوری قبلی ها بر باد می آورد. جامعه اسلامی تماس مرد پلیس با دختر جوان را نمی پسندد. در جوامع مدرن هم هر تماسی قبل از اجازه طرف مقابل سرزنش می شود و گاه ممنوع است. پلیس البته برخورد می کند اما با جرم بیّن و اگر روسری بر کردن جرم بیّن است در قانون اضافه کنند.


دیگری این که جامعه برخورد پلیس با بزهکار و دزد و مجرم را می پسندد و ستایش می کند. اما وقتی دختر می پرسد: جرم من چیست یعنی من مجرم نیستم. در حالی که هیچ دزد وقاتل و متجاوز و کیف زن و اخّاذ و زورگیری از پلیس نمی پرسد جرم من چیست و مقابل او راست راست نمی ایستد بلکه به سرعت پا به فرار می گذارد و تازه مردم هم برای دستگیر کردن او - اگر بتوانند واز سلاح احتمالی او نترسند - کمک می کنند.


پلیس را درک کنیم. مأمور مقابله با رفتاری شده که خیلی ها و بخشی از جامعه جرم نمی دانند و اگر بدانند مثل جریمه رانندگی.


یکی از این خیلی ها شاید خود آقای پلیس باشد که باز شاید فیلم او را دخترش هم در گوشی داشته باشد و شب از بابا بپرسد این تویی؟ در نگاه او بابا قهرمانی است که تنها سراغ دزد، قاچاقچی، کیف قاپ، زورگیرو قاتل می رود نه یکی که شاید مثل خود او باشد.

 

loading...

اطلاعات خبر


بازدید: 21
چاپ خبر
منبع:عصر ایران

کد خبر:1145673

شارژ رایگان

شارژ

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

خبرهای مرتبط

گزارش ها