خاطره غم‌انگیز محسن چاوشی از پدر

منبع : فرارو کد خبر: 1400596
«گفتم بابا چی دوست داری گفت: جگر... جگر میخورد و جگرم کباب میشد... امشب ابوالفضل گفت: بریم حاج توکل؟ گفتم بریم.. رفتیم و من همونجا نشستم که بابام نشسته بود. پدر بودن سخته ... پسر بودن خیلیییی سخت تر»


محسن چاوشی با انتشار تصویری از خود و پدرش در اینستاگرام، نوشت: «بعد عملش بهش غذا نداده بودن ... گرسنه ش بود ... گفت: بابا گرسنمه.. گفتم بریم جگرکی حاج توکل؟ گفت: چه جوری آخه پسرم؟ دزدیمش با لباس بیمارستان، زنگ زدم به آقا محمود گفتم بابام و دزدیدم دارم میارم... مغازه رو نبست و منتظر موند تا برسیم .. کرکره ها نیمه پایین بود... از بس استخون شده بود نمیتونست راه بره... چشماش بغض داشت .. گلوش گریه..

گفتم بابا چی دوست داری گفت: جگر... جگر میخورد و جگرم کباب میشد... امشب ابوالفضل گفت: بریم حاج توکل؟ گفتم بریم.. رفتیم و من همونجا نشستم که بابام نشسته بود. پدر بودن سخته ... پسر بودن خیلیییی سخت تر.

مادر عزیزه خیلی هم عزیزه، اما پدر ... هر چی که دوست دارید فکر کنید، قضاوت بکنید، فحش بدید، آبرو ببرید .. بعد پدرم دیگه آبرویی ندارم .. قدر پدراتونو بدونید .. دلم تنگته لعنتی ...»
 
خاطره غم انگیز محسن چاوشی از پدر
loading...

اطلاعات خبر


بازدید: 39
چاپ خبر
منبع:فرارو

کد خبر:1400596

شارژ رایگان

شارژ

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

تگ ها

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

خبرهای مرتبط

پربازدیدترین اخبار

—>