مدافع حرم ایرانی که اولین شب‌جمعه بعد از شهادتش هم به کربلا رفت

منبع : خبرگزاری میزان کد خبر: 1430140
عاشق زیارت شب جمعه در کربلا بود. وقتی هم که شهید شد، چهار روز پیکرش گم شده بود، البته این حرف‌ها بهانه است. هادی دوست داشت یک شب جمعه‌ دیگر به کربلا برود که خدا دعایش را مستجاب کرد.


مدافع حرم ایرانی که اولین شب جمعه بعد از شهادتش هم به کربلا رفتبه گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، شهید مدافع حرم «محمدهادی ذوالفقاری» از جمله جوان های بی باک، بابصیرت و خوش فکر جمهوری اسلامی ایران بود که در بهمن ماه سال ۱۳۹۳ در منطقه «مکیشفیه» شهر سامرا به شهادت رسید. خبرگزاری میزان بُرش هایی از زندگی این قهرمان کشورمان را که در کتاب «پسرک فلافل فروش» گردآوری شده است، منتشر می کند.

انسان الهی

من همه گونه انسان دیده ام. با افراد زیادی برخورد داشته ام. اما بدون اغراق می گویم که مثل شیخ هادی را کمتر دیده ام. انسان مومن، صالح، عابد، زاهد، متواضع، شجاع و .... او برای جمع ما خیر محض بود.

این سخنان، نه به خاطر این است که او شهید شده، ما شهید زیاد دیده ایم. اما هادی انسان دیگری بود. به همه دوستان روش دیگری از زندگی را آموخت. او انسان بزرگی بود، به خاطر اینکه دنیا در چشمش کوچک بود. به همین خاطر در هر جمعی وارد می شد خیر محض بود.

بسیاری از روزها را روزه دار بود، اما دوست نداشت کسی بداند. از خنده زیادی به خاطر غفلت از یاد خدا گریزان بود، اما همیشه لبخد بر لب داشت. تمام صفات مومنین را در او می دیدیم. همیشه به ما کمک می کرد. یعنی هر کسی را که احتیاج به کمک داشت یاری می کرد.

یک بار برای منزل خودم یک تانکر خریدم و نمی دانستم چگونه به خانه بیاورم، ساعتی بعد دیدم که هادی تانکر را روی کمرش بسته و به خانه آمد! او آنقدر در حق من برادری کرد که گفتنی نیست.

بعضی روزها از او خبر نداشتیم، او مریض بود و ما بی خبر بودیم. دوست نداشت کسی بداند! از مشکلات و از امور دنیایی حرف نمی زد، انگار که هیچ مشکلی ندارد. اما می دانستیم که اینگونه نیست.
خوب درس می خواند و زود مطلب را می گرفت. خوب می فهمید. در کنار دروس حوزوی، فعالیت های بسیاری انجام می داد.

یک بار در مسیر کربلا با او همراه بودم. متواضع اما بشاش و خنده رو بود. از همه دیرتر می خوابید و زودتر بلند می شد.
کم خوراک و کم خواب بود. اهل عبادت و زیارت بود. وقتی به کنار حرم معصومین می رسید دیگر در حال خودش نبود. همه فن حریف بود. در نبرد و مبارزه، مرد میدان جهاد و به نوعی فرمانده بود، در دیگر کارها نیز همینطور. خاکی و افتاده بود. بارها دیدم که سینی چای را در دست دارد و به سمت برخی نیروهای ساده می رود.

عاشق زیارت شب جمعه در کربلا بود. وقتی هم که شهید شد، چهار روز پیکرش گم شده بود، البته این حرف ها بهانه است. هادی دوست داشت یک شب جمعه دیگر به کربلا برود که خدا دعایش را مستجاب کرد. روز یکشنبه شهید شد و شب جمعه در کربلا و نجف تشییع شد. درست در اولین روز فاطمیه!

انتهای پیام/

loading...

اطلاعات خبر


بازدید: 54
چاپ خبر
منبع:خبرگزاری میزان

کد خبر:1430140

شارژ رایگان

شارژ

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

تگ ها

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

خبرهای مرتبط

پربازدیدترین اخبار