راستان دست چپ از وي بوسند كه خدا بوسد از او دست راست

مرحوم محمدحسين شهريار از جمله مشاهير و مفاخر ارزشمند فرهنگ ادب ايران اسلامي است كه در جايگاه برترين‌هاي شعر و ادب گهربار ايران جاي دارد. بي‌ترديد وي در قرن اخير آينه تمام‌نماي فرهنگ و هويت اصيل ايراني است...


  جواد محرمي
 مرحوم محمدحسين شهريار از جمله مشاهير و مفاخر ارزشمند فرهنگ ادب ايران اسلامي است كه در جايگاه برترين‌هاي شعر و ادب گهربار ايران جاي دارد. بي‌ترديد وي در قرن اخير آينه تمام‌نماي فرهنگ و هويت اصيل ايراني است؛ استاد شهريار كه برخاسته از خاك پاك آذربايجان است از منظرهاي گوناگون نماد و سمبل هويت اصيل ايراني مردم اين خطه است.
شهريار به معناي واقعي كلمه يك شاعر انقلابي و بسيجي بود. اشعار او در دهه اول انقلاب اسلامي شورانگيز، پرقوام و انقلابي بود. استاد شهريار در وصف امام خميني كه از او به عنوان رهبر كبير ياد مي‌كرد نيز اشعار زيادي سروده است. اما موضوع اين نوشتار اشعاري است كه شهريار در وصف رهبر معظم انقلاب كه آن زمان رئيس‌جمهور بودند سروده است.
شايد خيلي‌ها ندانند اما شعر معروف «خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي، خميني را نگهدار» را شهريار سروده است. برخي اين شعر را شاهكار شعر شهريار در مورد انقلاب مي‌دانند.
  شهريار هميشه مي‌ماند
رهبر معظم انقلاب اسلامي از استاد شهريار به عنوان «حكيم» ياد مي‌كنند كه هميشه مي‌ماند. حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در ديدار با اعضاي كنگره بزرگداشت استاد شهريار در 11 آذر 1371 در مورد شخصيت وجودي شهريار بر اين باور هستند كه «شهريار شاعر متواضعي بود. دنبال نام و نشان نبود و براي خدا و وظيفه كار مي‌كرد و حالا خداي متعال، پاداش او را مي‌دهد. امروز شهريار در داخل كشور ما يك چهره‌ بسيار نوراني است؛ اين محبوبيت عجيبي كه شهريار پيدا كرده است  به خاطر خدمات و كار براي خدا بود كه او انجام داد. شهريار قطعاً ماندني است؛ از آن شعرايي است كه مثل سعدي و حافظ و از اين قبيل، در دوران‌هاي بعد از دوران خودش، معروف‌تر و بزرگ‌تر خواهد شد.
مقام معظم رهبري همچنين در اين ديدار از وي به عنوان يك شاعر اسلامي و انقلابي ياد مي‌كنند. «به‌ هرحال، شهريار يك شاعر اسلامي و انقلابي بود؛ من خبر داشتم در همان اوقاتي كه شهريار براي انقلاب مي‌سرود، يك عده از روشنفكران وابسته به رژيم گذشته كه با او سابقه‌ دوستي داشتند، مرتب فشار مي‌آوردند، نامه برايش مي‌نوشتند و شعر در هجوش مي‌گفتند، حتي اطلاع داشتم كه رفته بودند و او را ملامت كرده بودند كه «تو چرا براي انقلاب اسلامي، اين‌طور دل مي‌سوزاني!؟» و او مثل كوه ايستاده بود.»
  صداي شهريار در ستايش انقلاب
رهبر معظم انقلاب در خصوص خدماتي كه اين شاعر به انقلاب كرده، مي‌گويند: «شهريار در دوران مهمي از زندگي‌اش - در حدود شايد30‌ سال آخر زندگي‌اش- دوران عرفاني و معنوي بسيار زيبايي را گذراند و به انس با قرآن و انس با معنويات و خودسازي پرداخت؛ يعني به خودش رسيد و سعي كرد باطن و معنويت خودش را صفايي ببخشد. در همه‌ مواقع حساس انقلاب، او نقش مؤثري ايفا كرد. يك جنگ هشت ساله بر ما تحميل شد كه يكي از سخت‌ترين تجربه‌هاي ما بعد از انقلاب اسلامي بود. تعداد شعرهايي كه شهريار براي جنگ گفته، حضوري كه او در مراكز مربوط به جنگ، مثل كنگره‌هاي مربوط به جنگ و شعر جنگ پيدا كرده و مدحي كه او از بسيج عمومي مردم يا از سپاه يا ارتش كرده، به قدري زياد است كه اگر انسان نمي‌ديد و نمي‌شنيد و خودش لمس نمي‌كرد، به دشواري مي‌توانست آن را باور كند. مردي در حدود 80 سال سن - بلكه بيش از 80 سال - در مجامع شعري حضور پيدا كند و براي هر مراسمي، شعر يا شعرهايي بگويد! اين در حالي بود كه از مثل او، چنين توقعي هم نبود. اين، نشان‌دهنده‌ نهايت اخلاص، صفا و بزرگواري آن مرد بود.»
   بوسي آن دست كه خود دست خداست
يكي از اشعار شهريار درباره رهبر انقلاب به همراه متن تقديمي اين شاعر به شرح زير است: بر آستان والاي آيت‌الله خامنه‌اي رياست جمهوري اسلامي محبوب و امام جمعه بزرگوار تهران تقديم و توفيق روزافزون ايشان و امام امت و رزمندگان اسلام را شب و روز به دعا مسئلت مي‌نمايم.
رشگم آيد كه تو حيدر بابا / بوسي آن دست كه خود دست خداست
راستان دست چپ از وي بوسند / كه خدا بوسد از او دست راست
در امامت به نماز جمعه / صد هزارش به خدا دست دعاست
من بيان هنرم، يك دل و بس / او عيان هنر از سر تا پاست
او شب و روز براي اسلام / پاي پويا و زبان گوياست
او چه بازوي قوي و محكم / با امامي كه ره و رهبر ماست
شهريارا سري افراز به عرش / كو نگاهيش به «حيدربابا» ست
تبريز/ دوازدهم ذي‌الحجه/ 1407 هجري قمري مطابق هفدهم امرداد /1366 شمسي (در 82 سالگي)
  خطبه‌هاي نماز جمعه تو/ نقشه حمله با قشون دلم
شعر ديگري از شهريار در وصف رهبر عزيز انقلاب به قرار زير است:
تنها ‌اي غريو تو ارغنون دلم/ سطوت خطبه‌ات ستون دلم
خطبه‌هاي نماز جمعه تو/ نقشه حمله با قشون دلم
چشم از نقش تو نگارين است/ مي‌نگارد مگر به خون دلم
عقل من پاره مي‌كند زنجير/ كه به سر مي‌زند جنون دلم
من هم از آن فن و فنون دانم/ كه جنون زايد از فنون دلم
كلماتت چو تيشه فرهاد/ مي‌شكافند بيستون دلم
وز مواعظ كه مي‌كني آنگاه/ صبر مي‌زايد از سكون دلم
انقلاب من از تو اسلامي است/ كه حريفي به چند و چون دلم
بازوان امام آنكه دگر/ بي‌قرين است در قرون دلم
چشم اميدي و چراغ نويد/ هم شكوهي و هم شكون دلم
در ركوع و سجود خامنه‌اي/ من هم از دور سرنگون دلم
خاصه وقت قنوت او كز غيب/ دست‌ها مي‌شود ستون دلم
 او به يك دست و من هزاران دست/ با وي افشانم از بطون دلم
عرشيان مي‌كنند صف به نماز/ از درون دل و برون دلم
 پيرم از چرخ واژگون و عليل/ بشنو از بخت واژگون دلم
چون كماني خميده‌ايم ليكن/ تيرآهي است در كمون دلم
 طوطي عشقم و زبان از بر/ جمله ماكان و ما يكون دلم
در ترازوي سنجشم مگذار/ اي كم عشق تو فزون دلم
«شهريارم» لسان حافظ غيب/ شعر هم شأني از شئون دلم
   و نیز:
 جهاد عشق تو پيروزي است پايانش/ كه سايه پرور سيمرغ پور دستانش
تهمتني چو تو از هفت خوان نينديشد/ نهنگ عشق چه بيم از نهيب و طوفانش
شهادت تو به قانون شمع و پروانه ست/ كه بالمشاهده جان مي‌رسد به جانانش
جهان آتيه با اين جهاد انسان ساز/ جهان آينه است و جمال انسانش
كشيده قرعه به نام تو مسجدالاقصي/ چه قرعه‌اي كه قرائت كني به قرآنش
شهيد در دو جهان جفت فتح و پيروزي‌ست/ چراكه دولت جاويد يافته جانش
مقام نخل شهادت به سدره و طوباست/ سعادت است كه دستي رسد به دامانش
برو عيادت معلول جان فشان جهاد/ كه پر فشانده ملائك به پاي ايمانش
نظر به چشم يتيمان نمي‌كند طاغوت/ ببين چه مي‌كند اين سيل اشك و طغيانش
تو شهريار ! همه ناتوان مبين خود را/ كه ناتواني ما هم خداست تاوانش
شهيد زنده ما خود رئيس‌جمهوري‌ست/ كه دست داده به قرآن كه جان به قربانش
loading...

اطلاعات خبر


بازدید: 68
چاپ خبر
منبع:سایت خبری جوان آنلاین

کد خبر:602745

شارژ رایگان

شارژ

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

تگ ها

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

خبرهای مرتبط

پربازدیدترین اخبار